نوشته شده توسط : tarahanbozorg


اگر امروز صبح سالم و با آرامش بیدار شدید، بدانید که خوش شانس تر از ۱ میلیون نفر دیگری هستید که تا آخر هفته قرار است از دنیا برند.

اگر تا حالا تجربه جنگ و جنگیدن را نداشتید و یا اگر تجربه تلخ تنهایی در زندان را نداشتید، درد شکنجه را تحمل نکردید و یا تا حالا گرسنگی نکشیدید، شما خوشبختتر از ۵۰۰ میلیون انسان دیگر دنیا هستید

اگر با آزادی و بدون ترس میتوانید به مسجد، کلیسا و… بروید، خوشبخت تر از ۳ میلیارد انسان دیگر هستید.

اگر در یخچال شما به اندازه کافی غذا وجود دارد و زیر یک سقف زندگی میکنید، شما خوشبخت تر از ۷۵ درصد انسانهای دیگر دنیا هستید.

اگر پدر و مادر شما زنده هستند و با هم زندگی میکنند، پس شما یک انسان کمیاب هستید.
اگر حساب بانکی دارید، در کیفتان پول دارید و تو قلک شما پول هست، پس شما جز آن ۸ درصدی هستید که رفاه مالی دارند

این دنیای شما است و واقعیت جهانی است که ما در آن زندگی می‌ کنیم.



:: بازدید از این مطلب : 391
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

برای اینکه شانس دریافت روادید خود را از کشورهایی که در ایران سفارتخانه دارند افزایش دهید، ۶ کار زیر را همیشه در دستور کار خود قرار دهید:‌

_همه مدارک هویتی خود را ترجمه رسمی صحیح کنید.
_رونوشت کلیه روادیدی که اخذ کردید را در برگ A4 ضمیمه درخواست روادید کنید.
_ حتما تمکن مالی به ارزش بیش از ۱۰ هزار یورو برای سفرهای کوتاه مدت ارائه کنید
_گردش حساب چند ماهه اخیر را به لاتین ضمیمه کنید
_گواهی تامین اجتماعی، گواهی شغلی، گواهی مرخصی، معرفی نامه کارفرمایی و دعوتنامه (در صورت وجود) به زبان انگلیسی ترجمه رسمی کنید
_مدرکی دال بر اینکه سفارت متبوع نسبت به قصد شما جهت بازگشت به ایران پس از اتمام مدت ویزا اطمینان حاصل کند، ضمیمه مدارک کنید.
مثل سند ملکی، مثل گواهی سپرده ارزی، مثل گواهی پس انداز مدت دار.


_آدرس سفارت آرژانتین در تهران: دروس ، خیابان یار محمدی، کوچه قو، شماره ۶

آفریقای جنوبی:میدان تجریش- خیابان ولیعصر- باغ فردوس- خیابان یكتا- پلاک ۵

آلمان :خیابان فردوسی، شماره ۳۲۴

اتریش : نیاوران، خیابان باهنر، خیابان مقدسی، خیابان محمود احمدی زمانی، کوچه میرولی، پلاک ۶-۸،

ارمنستان :خیابان جمهوری- خیابان رازی- خیابان استاد شهریار- شماره ۳۲

اسپانیا : دروس، بلوار شهرزاد، خيابان کماسايي، کوچه اول شرقي، پلاک ۱۰٫

استرالیا : خيابان خالد استانبولی، خيابان بيست و سوم

اسلونی : پاسداران – خیابان نارنجستان هشتم. شماره ۳۰

افغانستان : خیابان شهید بهشتی- خیابان پاکستان – کوی ۴- شماره ۲

اوکراین: میدان ونک- خیابان ونک – شماره ۱۲۰

امارات : شهرک غرب- ایران زمین شمالی- پایین تر از بیمارستان بهمن. شماره ۲

اندونزی: خیابان قائم مقام فراهانی. شماره ۱۲۰

انگلستان : خیابان فردوسی شماره ۱۹۸

ایتالیا : خیابان نوفل لوشاتو

بحرین : خیابان نلسون ماندلا- شماره ۲۸۴

برزیل : خیابان ولیعصر- خیابان زعفرانیه. خیابان بهار نبش یکتا- شماره ۲

بلژیک : الهیه- خیابان آقا بزرگی . شماره ۴

بلغارستان : خیابان ولیعصر، خیابان توانیر، خیابان نظامی گنجوی، شماره ۴۰

پاکستان : خیابان فاطمی- نبش اعتماد زاده. شماره ۱

پرتغال : دروس- خیابان هدایت. خیابان روزیه شماره ۱۶

تایلند : خیابان بهارستان- روبروی بیمارستان طرفه- کوی استقلال شماره ۴

ترکمنستان : خیابان دکتر لواسانی- خیابان وطن پور براتی- شماره ۳۴

سفارت ترکیه : فردوسی، چهار راه استانبول- شماره ۳۳۷

تونس : خیابان پاسداران، خیابان شهید گل نبی- شماره ۱۰

جمهوری چک: فرمانیه، نبش خیابان یاس. شماره ۳۶

دانمارک: شریعتی- بالاتر از پل صدر- کوی هدایت-کوی دشتی شماره ۱۰

سفارت فدراسیون روسیه در تهران: نوفل لوشاتو

رومانی : بهارستان- خیابان شهید مشکی (فخر آباد) شماره ۸۹

ژاپن: خیابان مقدس اردبیلی- روبروی خیابان ثاراله

سوئد : خیابان پاسداران- بالاتر از فرمانیه- خیابان بوستان. نبش کوی نسترن. شماره ۲۷

سوییس : الهیه، خیابان بوستان، خیابان شریفی منش، کوچه یاسمن شماره ۱۳

سوریه : بلوار نلسون ماندلا. خیابان آرش غربی

عراق : خیابان ولیعصر، نزدیک میدان ولیعصر

عربستان سعودی: پاسداران- خیابان بوستان- خیابان نیلوفر

عمان : خیابان نلسون ماندلا (جردن) کوی تندیس شماره ۱۲

سفارت فرانسه: خیابان نوفل لوشاتو. شماره ۶۴

فنلاند: قیطریه- خیابان شریعتی- خیابان میرزاپور- کوی حدادیان شماره ۲

فیلیپین : ولیعصر- بعد از تقاطع چمران- خیابان خیام. شماره ۹

قبرس : تجریش. دزاشیب- خیابان شهید کریمی- شماره ۱۹۴

قزاقستان : دروس- خیابان هدایت- خیابان مسجد. شماره ۴

قطر : بلوار نلسون ماندلا- خیابان گل آذین شماره ۴
کرواسی : خیابان پاسداران- خیابان بهستان شماره ۱۹

کره جنوبی : میدان ونک- خیابان شیخ بهایی شمالی- کوی دانشور غربی شماره ۲

کره شمالی: شریعتی- خیابان ظفر- شماره ۳۴۹

کویت : خیابان ظفر، شماره ۳۰۵

کلمبیا : دروس- خیابان هدایت- خیابان فریار شماره ۵

گرجستان : خیابان پاسداران- خیابان گلستان دوم. شماره ۹۲

لبنان : خیابان کریم خان- خیابان ویلای جنوبی کوی جرج جرداق شماره ۲۰

لهستان : بلوار نلسون ماندلا- کوی پیروز شماره ۲

مالزی : شهرک غرب—خیابان زرافشان- بلوار ایوانک فاز چهارم.

مجارستان: خیابان شهید کلاهدوز (دولت) خیابان دروس- میدان هدایت شماره ۱۰

مراکش: پاسداران- نارنجستان ششم شماره ۲۹ (تعطیل شد)

مکزیک : نلسون ماندلا – خیابان گلفام. شماره ۱۲

نروژ : خیابان دکتر لواسانی- خیابان سنبل- شماره ۵۴
نیوزلند: خیابان اقدسیه شمالی- خیابان سوسن خیابان قاسمی- پارک دوم

هندوستان: خیابان شهید مطهری، خیابان میر عماد- شماره ۲۲

هلند : خیابان دیباجی شمالی- خیابان ارغوان غربی- شماره ۶۰



:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 6
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 6
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 6
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tarahanbozorg

روزی دم یک روباه در حادثه‌ای قطع شد.
روباه‌های گروه پرسیدند دم‌ات چه شد؟
چون روباه‌ها از نسلی مکار می‌باشند، گفت خودم قطع‌اش کردم
گفتند چرا؟ این که بسیار بداست و معلوم می‌شود.
روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم.

یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد.
چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه اولی رفت و گفت: برادر تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

روباه اولی گفت: صدایش را درنیاور
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت

همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد می‌شوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند



:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 مهر 1398 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران